۞ پیامبراسلام(ص):
عُنوانُ صَحیفَةِ المُؤمِنِ حُبُّ عَلیِّ بنِ ابی‌طالب(ع). سرلوحة پروندة هرمؤمن(قیامت)دوستی ومحبت علی بن ابی‌طالب(ع)است.(مستدرک حاکم، ج٣، کنزالعمال،ج١١، ص٦١٥)

موقعیت شما : صفحه اصلی » اثبات ولایت امام علی (ع) » چهارده معصوم (ص)
امامت در شیعه و سنی

امامت در شیعه و سنی

اختلاف شیعه و سنى درباره امامت چیست و از کجا نشأت مى‏گیرد؟ پاسخ به رغم آنکه شیعه و سنى هر دو امامت را امرى لازم و اجتناب‏ناپذیر مى‏دانند، و نیز اینکه هر دو تعاریف به ظاهر مشابهى از امامت دارند، اما در عین حال تفاوت‏هایى بنیادین در دیدگاه آنها وجود دارد که نشانگر دو هویت […]

اختلاف شیعه و سنى درباره امامت چیست و از کجا نشأت مى‏گیرد؟

پاسخ

به رغم آنکه شیعه و سنى هر دو امامت را امرى لازم و اجتناب‏ناپذیر مى‏دانند، و نیز اینکه هر دو تعاریف به ظاهر مشابهى از امامت دارند، اما در عین حال تفاوت‏هایى بنیادین در دیدگاه آنها وجود دارد که نشانگر دو هویت متفاوت تحت یک نام است. عمده این تفاوت‏ها عبارت است از:

یک. تفاوت در کارکرد امامت‏

امامت در نگرش شیعه تداوم راه نبوت در دوران خاتمیت و در نگاه اهل سنت صرفاً یک تئورى حکومت است. از نظر شیعه و سنى پیامبر صلى الله علیه و آله حداقل داراى سه مقام بوده:

۱- دریافت و ابلاغ وحى رسالى‏

۲- تبیین معصومانه و بدون خطاى وحى‏

۳- زمامدارى و مدیریت کلان جامعه اسلامى.

از نظر هر دو گروه پس از رحلت پیامبر، وحى رسالى- نه وحى به معناى الهام و تحدیث- براى همیشه قطع گردید و هیچ کس نمى‏تواند عهده‏دار چنین مقامى شود. اما دو مقام دیگر چه وضعى دارند؟ از نظر شیعه این دو مقام نیز بر عهده کسى است که خدا او را تعیین کرده است. چنین کسى همچون پیامبر گفتار و رفتارش عین دین و صواب است و بر همگان حجت مى‏باشد.

بنابراین او مرجع دینى مردم است. .اما مرجعى خطاناپذیر و وحدت‏بخش آراى متعارض، نه در حد یک مجتهد جایزالخطا. از طرف دیگر او عهده‏دار رهبرى و زعامت جامعه اسلامى است و فرمانش در امور سیاسى و اجتماعى واجب‏الاتباع مى‏باشد.[۱]

افزون بر آن اکثریت قریب به اتفاق شیعه امامیه امام را انسان کامل و داراى مقام ولایت باطنى و حجت زمان و واسطه فیوضات الهى مى‏دانند. این مرتبه از امامت که اهل عرفان از شیعه اقتباس کرده‏اند اوج مفهوم امامت است.

علامه طباطبائى پس از بیان اینکه در پس ظاهر زندگى و احکام شریعت باطنى زنده و پویا به نام «ولایت» وجود دارد، بر آن مى‏شود که احکام و ظواهر دینى بدون یک واقعیت باطنى که اصل آن است تصورپذیر نیست و آنچه دلالت بر ثبوت و دوام نهاد نبوت و احکام و مقررات شرعى در جهان بشرى دارد؛ دلالت بر ثبوت و دوام و فعلیت نهاد ولایت دارد.

او سپس مى‏گوید: کسى که عامل درجات قرب و امیر قافله اهل ولایت بوده و رابطه انسانیت را با این واقعیت حفظ مى‏کند در لسان قرآن‏[۲] «امام» نامیده مى‏شود.

امام یعنى کسى که از جانب حق سبحانه براى پیشروى صراط ولایت اختیار شده و زمام هدایت معنوى را در دست گرفته. ولایت که به قلوب بندگان مى‏تابد، اشعه و خطوط نورى هستند از کانون نورى که‏

پیش اوست، و موهبت‏هاى متفرقه، جوى‏هایى هستند متصل به دریاى بیکرانى که نزد وى مى‏باشد.[۳] بنابراین امامت نزد شیعه سه کارکرد اساسى دارد:

۱- رهبرى سیاسى و اجتماعى،

۲- مرجعیت دینى،

۳- ولایت باطنى.

در نظر اهل سنت امامت به معناى دوم و سوم وجود ندارد. آنها امامت را تنها در حد زعامت و رهبرى سیاسى و اجتماعى باور دارند.[۴]

دو. تفاوت در جایگاه‏

جایگاه امامت نیز نزد شیعه و سنى متفاوت است. فروکاستن امامت به رهبرى سیاسى و اجتماعى امت شأن امامت را در حد مسأله‏اى فرعى و ناظر به رفتار مکلفان فرو مى‏کاهد، اما در نظر شیعه امامت مسأله‏اى کلامى است و به فعل الهى و رابطه خدا با انسان بازگشت مى‏کند.

نصب امام از سوى خدا همچون انگیزش پیامبر لطفى از جانب پروردگار جهت نزدیکتر شدن اختیارى بندگان به شناخت و انجام تکالیف خود و حداکثر بهره مندى از عنایات و فیوضات الهى است.[۵]

سه. تفاوت در مبدأ مشروعیت‏

از آنچه گذشت روشن مى‏شود که مبدا مشروعیت امام در تفکر شیعى نصب و تعیین خداوند است. هم‏چنان که انگیزش پیامبر امرى زمینى و بشرى نیست و خدا مى‏داند چه کسى شایستگى دریافت و ابلاغ و انجام رسالت الهى را دارد. اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ‏[۶]. هم‏چنین تنها اوست که مى‏داند چه کسى شایستگى تداوم بخشیدن به راه پیامبر، تبیین معصومانه دین، ولایت باطنى نفوس و رهبرى امت براساس آموزه‏هاى ناب دینى را بدون کمترین تخلف و اشتباه داراست و لاجرم تنها مرجع ذى‏صلاح در این عرصه خداوند است.

در مقابل اهل سنت برآنند که امامت امرى زمینى و بریده از آسمان است.

البته اینکه زمینیان چگونه و براساس چه ضوابط و معیارهایى در این باره اقدام کنند مسأله‏اى است که جداگانه جاى بررسى دارد.[۷]

چهار. تفاوت در شرایط

از نظر شیعه امام باید داراى عصمت و علم به تمام حقایق و معارف و احکام شریعت و افضل مردم در همه کمالات انسانى به ویژه آنچه در راستاى اهدف و کارویژه‏هاى امامت و رهبرى است باشد.[۸] اهل سنت به رغم آنکه امامت را به ریاست در امور دین و دنیا معنا کرده‏اند نه تنها عصمت و

افضلیت را شرط نمى‏دانند بلکه برخى از آنان همچون قاضى القضات ابویعلى و سعدالدین تفتازانى حتى علم به امور دینى و عدالت که حداقل شرایط لازم براى حکومت دینى است را شرط ندانسته و بر جواز امامت فاسق و جاهل بیگانه تصریح کرده‏اند![۹]

بدون شک چنین امامتى به استفاده ابزارى از دین توسط ظالمان و جاهلان خواهد انجامید. تاریخ حکومت‏هاى بنى‏امیه و بنى‏عباس گواه روشنى بر آفات چنین نگرشى در باب امت و رهبرى است.

پنج. تفاوت در مصداق‏

با توجه به آنچه گذشت مصداق امامان نزد شیعه و اهل سنت تفاوت بارز و آشکارى پیدا مى‏کند، زیرا شرایطى که شیعه براى امامت قائل است در پیشوایان اهل سنت یافت نمى‏شود و آنان نیز مدعى وجود چنین شرایطى در آنها نیستند. تنها مصادیق مشترک و مورد قبول شیعه و سنى در امامت و رهبرى- با حفظ همه تفاوت‏هاى معیارى- حضرت على علیه السلام و امام حسن مجتبى علیه السلام در دوران کوتاه خلافتشان مى‏باشند. پیش و پس از آن دو مصداق مشترکى یافت نمى‏شود، زیرا امامان اهل سنت هیچ یک از شرایط مورد قبول شیعه را نداشته‏اند.

…………………………………..

[۱]. جهت آگاهى بیشتر بنگرید: محمدتقى مصباح یزدى، راهنماشناسى، ص ۴۰۸- ۴۱۰.

[۲]. نگا: المیزان، ج ۱، ص ۲۷۴- ۲۷۵، ذیل آیه ۱۲۴ سوره بقره.

[۳]. مکتب تشیع( سالنامه) ش ۲، ق: شهید مطهرى، ولاء و ولایت‏ها، ص ۷۱.

[۴]. جهت آگاهى بیشتر بنگرید:

الف. مصباح یزدى، راهنماشناسى، ص ۴۰۸- ۴۱۰.

ب. شهید مطهرى، ولاء و ولایت‏ها، قم، صدرا.

[۵]. جهت آگاهى بیشتر بنگرید: امامت پژوهى، ص ۶۰- ۵۲.

[۶].« خدا مى‏داند که رسالت خود را بر عهده چه کسى گذارد»؛ انعام( ۶)، آیه ۱۲۴.

[۷]. بنگرید پرسش ۷.

[۸]. جهت آگاهى بیشتر بنگرید: على ربانى گلپایگانى، امامت در بینش اسلامى، ص ۲۱۲- ۱۸۷.

[۹]. بنگرید:

الف. ابویعلى محمدبن الحسین الفراء المنیع، الاحکام السلطانیه، ص ۲۰.

ب. تفتازانى، شرح المقاصد، ج ۵، ص ۲۳۳.

منبع: دفتر چهارم(امام شناسى) پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر نشر معارف‏

برچسب ها

پاسخ دادن




logo-samandehi